خرید بک لینک
این روزها هیچ چیز حالم رو خوب نمی کنه!نه نوشتن،نه خوندن،نه نگاه کردن و نه ....خلاصه که هیچ چیز این روزها نمی تونه من رو راضی کنه.هدف هام رو هر روز می نویسم و مرور می کنم اما دریغ از یک قدم برای رسیدن به اونا برداشتن.شدم یه دور باطل و الان تو همین لحظه شاید چند سال که اینا رو دارم اینجا می نویسم و همش حالم تغییر می خواد اما کو تغییر.شدم فقط حرف زدن و حرف و بدون عمل.بعضی روزها فکر می کنم بیخیال همه چیز و ذهنم رو خالی کنم و بی خیال بشم و همینطوری که دارم زندگی می کنم راضی باشم اما بعد می بینم این زندگی و این مدل زندگی واسه من خیلی کسالت باره و آزار دهنده است. من آدم سکون و راکد بودن نیستم و دوست دارم همش مرتب در حال تولید و نوشتن باشم.مثل همین الان که دارم این سطرها رو می نویسم و با سرعت تایپ می کنم و ذهنم متمرکز نوشتن شده و به هیچ چیز دیگه ای فکر نمی کنم.شاید من باید همین مورد رو پیدا می کردم.آره تمرکز به کیبورد و نگاه نکردن به مانیتور و تایپ کردن.من نیاز دارم ذهنم رو روشن کنم و به کارش بندازم.آره قرار بود این متن یه متن تاریک و غم نوشت باشه اما شد همون چیزی که می خواستم.می دونی شاید اصلا این حرکت انگشت ها نیاز من بود.همش داریم تو گوشی ها رو کیبوردهای مجازی تایپ می کنیم و این تایپ کردن با انگشت ها نیاز بودن انگار واسه من.خدا کنه بتونم این حالم رو تقویت کنم و بتونم بشم دوباره همون میلاد چند ماه اول سال 96،همون میلاد سال اواخر 98،همون میلاد که می خواد باشه و بگه هستم.منگنه به : هرز نوشت + نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین ۱۴۰۳ ساعت صفر   توسط میلاد  | 

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 0:44

از امروز باید تلگرام رو یه ذره کمتر کنم.من واقعا معتاد تلگرام شدم و مرتب روی دسکتاپ محل کارم بازه و این اصلا خوب نیست.همش در حال خوندن پیچ های فوتبالیث و دغدغه کانال جامعه شناسی فوتبال خودم رو دارم.اسمش نمی دونم چیه؟هر چی هست می خوام رو خودم کار کنم هی نرم سراغش.مثلا الان بستم و نمی خوام تا ساعت 10 و نیم برم سراغش.نمی دونم باید راست و رو برم یا چپ اما باید یه طوری باشم که بازنده نباشم آخر این خط .منگنه به : ذهن امروز من + نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت صفر   توسط میلاد  | 

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 0:44

نمی ذارم اوضاع اینطوری بمونه،درستش می کنم من.بسه از بس درجا زدم.چرا من اینقدر همه چیز رو با هم می خوام.این چیه تو مغز من همش در حال گسترش.


منگنه به : ذهن امروز من
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم خرداد ۱۴۰۳ ساعت صفر   توسط میلاد  | 

برچسب: نویسنده: محمد اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 14 خرداد 1403 ساعت: 0:44

صفحه بندی